تبليغاتX
آسمان قلب من
ساده باشیم چون پرنده

اولین ماه رمضونی بود که دلم نمی خواست بیاد و دلم نمی خواد که بره!

 

امیدوارم آخرین ماه رمضونی باشه که دلم نمی خواد بیاد و اولین ماه رمضونی باشه

 

 که دلم می خواد بمونه.

 

باورم نمیشه به این زودی تموم شده باشه. دلم می خواد باشه، نمیدونم سال دیگه

 

 هستم یا نه! نمیدونم سال دیگه میتونم روزه داشتن رو حس کنم یا نه!

 

باور نمی کنم خدا به این زودی رحمتشو …  نه، نه، خدا هرگز رحمتشو دریغ نمیکنه، هرگز.

 

اما دیگه این رحمت بی قید و شرط نیست. دیگه مهمون خدا نیستیم که حرمتشو نگه داره

 

 و بی کم و کاست هر چی که خواست جلوش بذاره و بگه بازم بخواه، بگو، هرکاری کردی،

 

 هر چیزی که می خوای بگو، فقط به من بگو.

 

اگه گناه کردی، اگه مریضی، اگه دنیا رو می خوای؛ حتی اگه خودمو می خوای بگو، بگو تا

 

 بهت بدم. فقط منتظرم تو لب تر کنی. فقط منتظرم تو بخوای. حتی اگه نمی خوای به زبون

 

 بیاری اشاره کن، نه اصلا تو دلت بگو. من بهت میدم اگه به صلاحت باشه، اگه برات ضرری

 

نداشته باشه.

 

خدایا من از تو هیچی نمی خوام. من بهشت نمی خوام. من آب زمزم و کوثر نمی خوام.

 

 من درخت و رود و قناری نمی خوام.

 

من فقط و فقط تو رو می خوام.فقط تو رو. نه یه کمی از تو رو؛ همه تو رو می خوام. همه تو رو

 

برای خودم می خوام.

 

میدونم که تو توی قلب منی. ولی من می خوام همه تو رو توی دل کوچیکم جا بدم تا دلم به

 

وسعت بزرگی تو بزرگ بشه.

 

به من بگو، بگو سهم من از خدای خودم، از معبودم، از عشقم و از عاشقم چقدره؟!

 

 سهم من از وجود تو چقدره؟

 

* با اینکه زمانش گذشته این پست رو گذاشتم تا ثابت کنم:

 

۱. به اینترنت دسترسی ندارم ( در واقع از آخرین پستی که نوشتم تا امروز نیومدم نت! )

 

۲. به اینترنت اعتیاد ندارم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 9:9  توسط حنا  |