|
|
|
|
|
*وقتی بغضت ترکید و گریه ت گرفت دست و پامو گم کردم. نتونستم کاری برات انجام بدم
که آرومت کنه اون موقع بود که فهمیدم چقدر تو دلداری دادنت ناتوانم! متاسفم عوضش تا می تونستم سعی کردم سوژه پیدا کنم تا بخندونمت و تقریبا موفق هم شدم وقتی گفتی روحیه ت بهتر شد خیلی خوشحال شدم. راستی میدونستی گریه اصلا بهت نمیاد؟ همیشه بخند *ضرب المثل "دوری و دوستی" در مورد من و تو صدق نمی کنه. واسه ما باید بگن "دوری و دوری"! از راه دور دوست دارم. هنوز تکی *همیشه اینطور نیست که باید به خاطر شخصیت پدر و مادرا به بچه هاشون احترام بذاریم ، گاهی هم باید به خاطر شخصیت بچه ها به پدر و مارشون احترام گذاشت! این وقتی به فکرم رسید که داشتم برات فاتحه می خوندم. تو اون خونه یاد بچگیام افتادم وقتی که دخترت خیلی دوسم داشت. هی روزگار... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 13:51 توسط حنا
|
|
||